82460884-71475481

ایران نیوز آنلاین؛ یادداشت: محمد جواد افتخاری/  بدون هیچ تردیدی یکی از مهم‌ترین نهادهای مدنیّت و مردم‌سالاری، شراکت مردم به واسطه منتخبان آنان در ساختار قدرت است که به آن‌ها اجازه دخالت در سرنوشت خود را می‌دهد و در سایه این همراهی و با تکیه بر خرَد جمعی، زمینه تضارب آرا و تجمیع نظرات و آن‌گاه انتخاب به عنوان بهترین شیوه‌ی تصمیم‌گیری در امور مدنی و اجتماعی و سیاسی مهیا شده و به‌تدریج از تصدی‌گری‌های مبتنی بر اراده فردی به اراده جمعی تحول صورت گرفته و بدین‌وسیله، رقم زدن مقدّرات توسط اکثریت مردم امکان‌پذیر می‌گردد.

شوراهای اسلامی شهر و روستا به‌عنوان عالی‌ترین نمود حاکمیت مردم بر مردم و به‌عنوان نزدیک‌ترین نهاد انتخابی به زندگی عامه، نزدیک به دو دهه است که با کارکردهای متنوع و گسترده خود در بطن جامعه امتحان خود را پس داده و تصور نبودِ آن‌ها در شرایط فعلی به امری محال و غیرممکن تبدیل شده است. این نهاد مدنی هوشمندانه به مفرّی برای دخالت مردم در برنامه‌ریزی‌های بومی و محلی طراحی شده است که علاوه بر تأثیرات مستقیم خود در تمامی جنبه‌های زندگی روزمره، به عامل تحولات درونی مبتنی بر افزایش روحیه همراهی و همفکری و همدلی و تشویق انتخاب‌گری و عدم انفعال در برابر پدیده‌های کلان کشور نیز مبدّل شده است.

شوراها مانند هر نهاد مدنی دیگری در گذر زمان باید به بوته نقد و وارسی گذاشته شوند تا کاستی‌ها و نقص‌های آن‌ها شناخته شده و نقاط قوت آن‌ها نیز تقویت شود؛ چنین روندی باید همیشه جاری باشد تا بهره‌وری مطلوب از عملکرد چنین نهاد قدرتمندی، روزافزون و مستمر باشد.

در این یادداشت بر این داریم با آسیب‌شناسی کارکرد شوراها از زاویه‌ای جدید به نحوی به تنویر افکارعمومی پرداخته، بعضی ابهامات و سئوالات را مطرح نموده و با پاسخ‌گویی و تحلیل آن‌ها، زمینه مشارکت بیشتر مدنی و اجتماعی و دخالت آگاهانه مردم را فراهم نموده و به رشد و بالندگی آن کمکی ولو مختصر بنماییم.

محورهای بحث آسیب شناسانه در این مقاله به شرح زیر است:

الف: صلاحیت فردی و ذاتی اعضای شوراها در برابر وابستگی‌های فامیلی و قبیله‌ای و باندی

ب: شعارهای مبتنی بر واقعیت در برابر ادعاهای پوچ و غیرواقعی

ج: انگیزه خدمت در برابر هدف کسب شهرت و منفعت اقتصادی

د: آرمان‌گرایی مردمی در برابر عوام‌گرایی و عوام‌فریبی

ه: تخصص ‏گرایی و فن‌سالاری در برابر فقدان تخصص و مهارت مرتبط

و: همکاری و همگرایی آگاهانه اعضا در برابر تفرقه و جدایی و اغتشاش در روابط

الف: صلاحیت فردی و ذاتی اعضای شوراها در برابر وابستگی‌های فامیلی و قبیله‌ای و باندی: بی‌گمان اصلاح امور باید توسط کسانی صورت پذیرد که از ملاک‌های خاصی در عملکرد و سطح بینش و جهان‌بینی وسیع و نگاه عمیق به مسائل و مشکلات و توانمندی‌های مناسب برخوردار باشند. این سؤال همیشه در هر انتخاباتی به ذهن متبادر می‌شود که افراد مورد انتخاب آیا دارای ویژگی‌هایی که برای آن انتخاب‌شده‌اند می‌باشند یا خیر؟ پاسخ تا حد زیادی منفی است و صِرف انتخاب اکثریت نمی‌تواند ملاک صلاحیت و کارآمدی انتخاب شوندگان باشد و عامل دیگری که در این میان نقش مهمی ایفا می‌نماید، سطح آگاهی انتخاب‌کنندگان از خصوصیات پنهان و ناآشکار افرادی است که داوطلبِ انتخاب شدن هستند. بسیار دیده شده افرادی با رأی بالای اکثریت مردم به عنوان منتخب به نهادی وارد شده‌اند اما پس از مدتی مشخص شده است که آن‌ها فاقد صفات و خصوصیات ادعایی خود در هنگام داوطلبی بوده‌اند و بسیاری نیز بی‌توجه به خواست و اراده افرادی که آن‌ها را انتخاب نموده‌اند رویه و شیوه دیگری در پیش‌گرفته و حتی با اقداماتی به تمنّیات مردمی که به آن‌ها اعتماد نموده و با رأی خود قدرت داخله در سرنوشت خود را تفویض نموده، نیز بی‌اعتنایی کرده و موجبات ضرر و زیان و آسیب به آن‌ها را فراهم ساخته بودند.

بسیار دیده شده عنصر “آگاهی” در انتخاب داوطلبی توسط مردم مورد غفلت قرار گرفته و به صِرف وابستگی وی به جریانی خاص و یا شهرت نام وی و یا پیشینه قبیله‌ای و هم‌خونی، باعث بی‌توجهی مردم به عدم صلاحیت وی برای دستیابی به قدرتی شده که قانون معین نموده و در نتیجه با ورود وی به عرصه قدرت و تصمیم‌گیری، برخلاف نظر انتخاب‌کنندگان عمل نموده و یا در خدمت منافع شخصی، باندی و به ضرر مصالح عموم  رفتار کرده است.

وظیفه مجریان انتخاباتی است که به جای توجه ظاهری و صوری و حتی مصالح خود، با فرا نگری و اقدامات مناسب، سطح آگاهی مردم را در خصوص داوطلبان افزایش دهند تا آن‌ها بتوانند با خیالی آسوده و چشمانی باز و ضمیری مطمئن، روند انتخاب افراد مناسب را برای حاکمیت بر سرنوشت خویش تسهیل بخشند و جلوی ورود افراد نامناسب و فرصت‌طلب که به دنبال منافع فردی، یا فامیلی و قبیله‌ای هستند را سد نمایند.

ب: شعارهای مبتنی بر واقعیت در برابر ادعاهای پوچ و غیرواقعی: داوطلبان انتخابات شوراها را می‌توانیم به دو گروه کلی و متفاوت تقسیم نماییم؛ گروه اول کسانی هستند که از آغاز به رویکردی واقع‌گرایانه نظرات و سخنان خویش را حول‌وحوش واقعیت متمرکز نموده‌اند و از کلی‌گویی و سخن در لفافه اجتناب نموده و به شکلی صریح و واضح و از سر صداقت و سلامت با مردم تعامل داشته و عقل سلیم مردم را به چالش طلبیده‌اند تا در آینده در پیشگاه آن‌ها احساس سرشکستگی و شرم ننمایند. این گروه بی‌شک مناسب‌ترین افراد برای خدمت به خلق هستند و تجربه نشان داده است که مردم در انتخاب خود راه درستی را پیموده‌اند و برکات برگزیدن چنین افرادی نصیب آن‌ها می‌شود. اما گروه دوم کسانی هستند که با پناه بردن به ادعاهای گزاف و بیهوده و بی‌توجه به واقعیاتی که مردم و جامعه با آن دست به گریبان هستند با هدف جلب توجه و خودنمایی و آراستن خود به صفات و خصوصیاتی که از آن بی‌بهره هستند از طریق عوام‌فریبی و بازی با سطح شعور مردم، قدرت را به چنگ آورند. نتایج موفقیت چنین افرادی در اهداف و مطامع ناپسند و آسیب‌زننده‌، بسیار فاجعه‌بار بوده و ضرر وارده از حد خارج است. در اینجا برای شناسایی این افراد، رسانه‌های جمعی و معتمدین و نهادهای اجتماعی و سیاسی، وظیفه حساس و مهمی در آگاه‌سازی آحاد جامعه برای انتخاب بهتر به عهده دارند.

ج: انگیزه خدمت در برابر هدف کسب شهرت و منفعت اقتصادی: معمولاً تشخیص نیّات افراد تا زمانی‏که در مصدر امر و مسئولیتی قرار نگیرند دشوار است اما بدیهی‌ترین نکته این است که منفعت مالی و اقتصادی و بهره بردن از منافع بی‌شماری که به‌واسطه انتخاب شدن توسط مردم و شراکت در قدرت از طریق نمایندگی شورا می‌تواند به دنبال داشته باشد بسیار وسوسه کننده و جذاب است و هر فردی را می‌تواند برای رسیدن به آن تطمیع نماید. تشخیص خدمت و خیانت به دلیل پیچیدگی ماهیت این دو مقوله بسیار دشوار است و عامه مردم معمولاً بعد از وقوع به آن آگاهی می‌یابند که بسیار دیر است و نوشداروی بعد از مرگ سهراب محسوب می‌گردد؛ درصورتی‌که قوانین نظارتی ناکارآمد باشد و چهارچوب‌های زد و بند و اختلاس و دزدی، محکم و غیرقابل نفوذ نباشد، آن‏گاه می‌توان انتظار داشت پرده‌های رسوایی و خیانت و فساد و ارتشا به‌تدریج به سست نمودن ارکان حیات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی جامعه بیانجامد.

د: آرمان‌گرایی مردمی منتخبان در برابر عوام‌گرایی و عوام‌فریبی:  از منظر مردم‌شناسی، ساکنان جوامع گوناگون، تمایل شدید به شنیدن رشادت‌ها و خوبی‌ها و صفاتی دارند که به نحو اغراق‌آمیزی آن‌ها را متمایز از دیگر جوامع قرار می‌دهد و برای آن‌ها امتیازاتی قائل می‌شود که به احساس برتری و عظمت و افتخار می‌انجامد. این خصیصه علاوه بر نتایج مثبتی که به دنبال دارد می‌تواند به ضررهایی نیز منتهی شود. از آشکارترین ضررهای آن، افراط در بیان این خصوصیات و گاه اغراق در آن و ایجاد چهره‌ای غیرواقعی و نادرست از ویژگی‌هایی است که به آن می‌توان عنوان عوام‌فریبی و عوام‌گرایی داد. هدف افرادی که به چنین مقوله‌ای وارد می‌شوند، نه اعتقاد قلبی آنان به گفته‌های‏شان بلکه ایجاد حسی از وابستگی عاطفی و روانی در مخاطبان و غافل ساختن آن‌ها از واقعیت و آنگاه بهره‌برداری‌های سودجویانه و غیرانسانی و شخصی می باشد. شوراها به دلیل ارتباط مستمر با مردم می‌تواند جایگاه چنین کج‌روی‌هایی باشد که تنها با آگاه‌سازی و رشد فرهنگی می‌توان به این خباثت فرصت‌طلبان پایان بخشید.

ه: تخصص گرایی و فن‌سالاری در برابر فقدان تخصص و مهارت مرتبط: این نکته که تصمیم‌گیری یک مهارت است، بر همه آشکار است و هر انسانی خوب می‌داند که برای ورود به مقوله تصمیم، به دانش و تخصص و قدرت ابتکار و خلاقه نیاز است و بدون چنین مقدماتی هر تصمیمی می‌تواند به نتایج ناگوار و نادرستی منجر شود که گاه غیرقابل‌جبران است. همه مردم در اطراف خود نمونه‌های زیادی از آسیب‏ دیدگان ناشی از تصمیمات اشتباه را سراغ دارند که اگر اندکی دقت و توجه نشان می‌دادند و از مشاوره و آگاهی یابی کوتاهی نمی‌کردند شاید سرنوشت دیگری پیدا می‌نمودند. شوراها به نحوی مستقیم به حیات اجتماعی مردم متصل اند و با اتخاذ تصمیمات کلان در عرصه زندگی شهری و روستایی نقش به سزایی در توسعه و پیشرفت آنان ایفا می‌نمایند. نگاه تخصص‏ گرایانه در انتخاب اعضای شوراها گام اول در چرخه تعاملات مفید مردم در آینده با شوراییان است. هر عقل سلیمی بر این نکته مُهر تأیید می‌زند که تسهیل و دقت و صحت در تصمیم‌گیری‌های اعضای شوراها ارتباط مستقیمی با سطح سواد و دانش و آگاهی آنان دارد و هر چه این سطح بالاتر و متنوع‌تر باشد به همان ترتیب بر اعتبار و کارآیی و سطح خدمت‌رسانی آن‌ها می‌افزاید و هرچه نقصان و کمبود در این زمینه بیشتر باشد بر مشکلات و سختی‌ها و اشتباهات نیز افزوده می‌گردد.

و: همراهی و همگرایی آگاهانه اعضای شوراها در برابر تفرقه و جدایی اغتشاش در روابط: بی‌گمان بزرگ‌ترین و خطرناک‌ترین اتفاق ممکنه برای اعضای شوراها، ایجاد چند دستگی و اختلافات احساسی و هیجانی و نه عقلانی و مبتنی بر آگاهی است. در شوراهای سالم، اعضا به تبادل‌نظر و فکر بر اساس سطح دانش و تخصص خود پرداخته و با معیار عقلانیت و مصلحت مبتنی بر همکاری و همفکری به تصمیم‌گیری و رفع و رجوع امور می‌پردازند و بدون سوگیری‌های مبتنی بر ایجاد اغتشاش و تفرقه و با هدف حفظ اتحاد و همراهی و احترام به قول و نظر و تصمیم اکثریت به اطمینان انتخاب‌کنندگان خود یعنی مردم خدشه‌ای وارد نمی‌سازند و هر روز بیش از گذشته به پیشبرد امور اهتمام به خرج می‌دهند. نمونه‌های بسیاری از اختلاف و تفرقه و تنش در روابط اعضای شوراها گزارش شده که بر تصمیمات آن‌ها نیز اثر گذاشته و در نهایت باعث ضرر و زیان‌های هنگفت مالی و ضربه به اعتبار هویت شوراها به عنوان سند مردم‌سالاری گردیده است.

کد خبرنگار: ۹۴۰۱۱۴۶

FacebookTwitterGoogle+WhatsAppLineYahoo MailGoogle Gmail
برچسب ها: , , , , , , , , , , , ,
عضویت در خبرنامه

\ نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


CAPTCHA Image
Reload Image