330520_571

ایران نیوز آنلاین؛ یادداشت: محسن فاطمی نژاد/ با گذشت قریب به سی و پنج سال از آزادسازی خرمشهر هنوز که هنوز است، عده ای بر این باورند که ایران با فتح خرمشهر می توانست از آن به عنوان برگ برنده ای برای خاتمه جنگ استفاده کند؛ اما باید دید چه دلایل سیاسی و نظامی وجود داشت که ایران را وادار به ادامه جنگ می کرد.

ابتدا بهتر است روایتی اجمالی از آنچه برای فتح خرمشهر اتفاق افتاد را از نظر بگذرانیم و سپس به نتایج و پیامدهای سیاسی آن به عنوان برگ برنده مذاکرات برای پایان جنگ مختصر نگاهی بیندازیم.

اول از همه باید به این نکته توجه کرد که عملیات بیت المقدس با هدف آزادسازی خرمشهر و با تلاش مشترک سپاه و ارتش سه مرحله داشت که تا پیروزی و رسیدن به نتیجه کامل بیست و پنج روز طول کشید.

پس از مطرح شدن برنامه های عملیاتی متفاوت توسط ارتش و سپاه بالاخره مرحله اول عملیات طبق نظر سپاه مبنی بر عبور از رودخانه کارون و تصرف سرپل بزرگ در ساعت سه بامداد ۱۰ اردیبهشت ماه آغاز شد.

پس از موفقیت آمیز بودن مرحله اول و دوم عملیات( ۱۶ اردیبهشت ماه)، صدام در مرحله سوم از ترس ادامه عملیات، تمام نیروهایش را به محور شلمچه _ خرمشهر متمرکز کرد، صدام خبرنگاران را به خرمشهر آورد تا وانمود کند که ایرانی ها در عملیات شکست خورده اند، همه فکر می کردند که ایران فتح خرمشهر را به بعد موکول کرده است اما مرحله سوم عملیات با رمز یا محمد بن عبدالله با هدف آزادسازی خرمشهر شروع شد.

از لحظه اعلام مرحله سوم عملیات یعنی ساعت ۱۲:۳۰ روز یک خرداد تا ساعت ۱۶:۳۰ روز سوم خرداد ماه که محمود کریمی علویجه با آن صدای به یاد ماندنی اش خبر آزادی خونین شهر را در رادیو جمهوری اسلامی اعلام کرد، می شد زمزمه شکست ارتش صهیونیستی مسلک بعثی را از رادیو بغداد شنید، آن جا که در آستانه ورود رزمندگان ایران به خرمشهر  اعلام می کرد: دفاع از خرمشهر به معنی دفاع از بصره است، آبروی امت عرب در گرو دفاع از خرمشهر است.

بالاخره پس از مجاهدت های فراوان، خرمشهر که غروب ۴ آبان ماه ۵۹ و پس از ۳۴ روز مقاومت قهرمانانه سقوط کرده بود، پس از گذشت ۵۷۶ روز دوباره به آغوش ایران بازگشت، ایران توانسته بود خرمشهر را که برگ برنده عراق بود از چنگالش بیرون بکشد و حالا در موقعیت ویژه ای به لحاظ نظامی و سیاسی در منطقه قرار گرفته بود.

اولین پیامد مهم فتح خرمشهر و رسیدن ایران به مرزهای بین المللی، بیانیه ای بود که در اجلاس فوق العاده شورای خارجی همکاری خلیج فارس حدود ۷ روز بعد منتشر شد.

در این بیانیه به علت واهمه از گسترش پیروزی جمهوری اسلامی در منطقه، بدون اشاره به حقوق ایران، معرفی و تنبیه متجاوز تنها  به ضرورت آتش بس در جنگ ایران و عراق و برقراری صلح تاکید شده بود.

قطعاً واکنش مهم تر از بیانیه وزرای خارجه شورای خارجی همکاری خلیج فارس، قطعنامه‌ی ۵۱۴ شورای امنیت سازمان ملل بود که نزدیک دو ماه به تصویب رسید، در این قطعنامه با توجه به رسیدن ایران به مرزهای بین المللی و آمادگی عبور از آن، نکاتی در مورد به خطر افتادن امنیت و صلح بین الملل، تقاضای آتش بس و بازگشت نیروها به مرزهای بین المللی مطرح شد. شورای امنیت با وجود برتری جمهوری اسلامی، شرایط ایران را مبنی بر محکومیت متجاوز و پرداخت غرامت به ایران نپذیرفت و همچنان بر تقدم آتش بس بر هر امر دیگری تاکید داشت.

حال و با توجه به این موقعیت سیاسی و نظامی، ایران سه راه حل را فرا روی خود می‌دید:

نخستین راه حل؛ آغاز مذاکره سیاسی با رژیم عراق و قدرت های حامی صدام بود، ولی سازمان ملل و قدرت های حاکم بر شورای امنیت، این اقدام را به منزله به رسمیت شناختن قدرت انقلاب ایران در منطقه می دانستند و عملاً به این دلیل که لازمه این کار، دادن امتیاز به ایران بود، درهای مذاکره را به روی ایران بستند.

راه حل دوم؛ ترک مخاصمه بدون اتمام جنگ بود، این بدان معنی بود که قوای نظامی ایران می بایست در حالت نه جنگ و نه صلح در مرزها مستقر شوند، اما این کار جز فرسایش قوای سیاسی و نظامی ایران نتیجه ای نداشت، ضمن آنکه این احتمال وجود داشت که دشمن با بازسازی به تهاجم مجدد اقدام کند.

فرماندهان نظامی ایران نیز بر این اعتقاد بودند که به لحاظ نظامی امکان پدافند با توقف روی خط مرزی وجود ندارد زیرا در اغلب نقاط مرزی هیچ گونه مانع طبیعی وجود نداشت، علاوه بر این ایجاد استحکامات نیز یک سال به طول می انجامید و طی این مدت احتمال تجدید قوای دشمن و حمله مجدد وجود داشت، مهم تر از همه اینکه با تکیه بر اصل تعقیب دشمن هر گونه توقف پس از فتح خرمشهر یک حرکت غیر اصولی بود.*

علاوه بر این، برای تداوم جنگ آن هم در خاک عراق چند مولفه های دیگر نیز دخیل بود: اول اینکه ورود به خاک عراق برای تامین ساحل شرقی رودخانه اروند اجتناب ناپذیر بود، ضمن آنکه با تهدید شهر بصره و تیررس قراردادن منطقه عظیم نفتی رمیله و صفوان کشور عراق وادار به تامین خواسته های ایران می شد، علاوه بر این صدام با عقب نشینی ادعایی قصد داشت با حضور در ارتفاعات اشراف خود را بر مناطق حفظ کند و به تثبیت مواضع خود بپردازد و در کنار تمام این موارد بمباران شهرها همچنان ادامه داشت.

سومین راه حل؛ صلح شرافتمندانه و تضمین شده بود، شرافتمندانه به این معنا که حقوق ایران تامین شود و تضمین شده به این معنا که از بروز جنگ جدید جلوگیری شود، جلسه شورای عالی دفاع در حضور امام خمینی برگزار و این راه حل هر چند با تاخیر برگزیده شد.

کلام آخر اینکه هنوز که هنوز است، عده ای این سوال که چرا ایران بعد از فتح خرمشهر جنگ را ادامه داد می پرسند، سوالی که تنها دلیلش عدم آشنایی حداقلی با تاریخ سیاسی، نظامی، جنگ و دفاع مقدس است…

*به نقل از سردار غلامعلی رشید از فرماندهان ارشد جنگ

FacebookTwitterGoogle+WhatsAppLineYahoo MailGoogle Gmail
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
عضویت در خبرنامه

\ نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


CAPTCHA Image
Reload Image