n00166579-b

ایران نیوز آنلاین؛ یادداشت: سعید فیضی / سرنوشت هر ملتی به دست خودش است؛ نگاهی به سرنوشت روسای جمهور در کشور ما نشان دهنده نوعی بحران در این جایگاه است و نوعی تراژدی باور نکردنی است که درامی تلخ را بر سپهر سیاسی کشور می نگارد و باور کردنی نیست که اکثر منتخبان عرصه ریاست جمهوری بعد از انتخاب دیگر یا ضد نظام شده، یا دشمن ملت، یا عامل بیگانه و یا فتنه گر، انحرافی و حتی دشمن اسلام !!

با نگاهی  به آمار و سرگذشت منتخبین ریاست جمهوری بیشتر به مقدمه این یادداشت پی می بریم؛ ابوالحسن بنی صدر در ۱۵ خرداد ۵۸ به عنوان اولین رئیس جمهور با ۱۰٬۷۵۳٬۷۵۲ رای انتخاب گردید که کمتر از دوسال در تاریخ ۳۱ خرداد ۶۰ با رای مجلس عزل و در پایان به همراه سرکرده گروهک تروریست منافقین با لباس مبدل از کشور فرار کرد و او که ۷۵.۷% آرای مردم را داشت به جرگه ضد نظام پیوست.

دومین دوره در تاریخ ۲ مرداد ۶۰ بود که محمد علی رجایی با ۱۲٬۷۷۰٬۰۵۰ رای به عنوان منتخب مردم انتخاب و کمتر از یک‌ماه از ورود به دفتر ریاست جمهوری در تاریخ ۸ شهریور ۶۰ بدست همپیمانان رئیس جمهور سابق ترور شد و به‌شهادت رسید.

حضرت آیت الله خامنه ای منتخب مردم در دوره های سوم ( ۱۰ مهر ۶۰ ) و چهارم ( ۲۵ مرداد ۶۴ ) ریاست جمهوری به ترتیب با آراء  ۱۵٬۹۰۵٬۹۸۷ (۹۵%) و  ۱۲٬۲۰۵٬۰۱۲ (۸۵%) بود و البته ایشان بعد از دوران ریاست جمهوری و پس از رحلت امام راحل بعنوان رهبر نظام انتخاب گردیدند.

مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی منتخب مردم در دوره های پنجم ( ۰۶/۰۵/۶۸ ) و ششم ( ۲۱/۰۳/۷۲ ) بود که به ترتیب آراء  ۱۵٬۵۵۰٬۵۲۸ (۹۴%) و  ۱۰٬۵۶۶٬۴۹۹ (۶۳%) را از آن خود کرد و بعد از دو دوره ابتدا با تیغ تیز اصلاح طلبان مواجه شد و القابی همچون عالیجناب سرخپوش و آغاسی را دریافت کرد و کم کم با تخریب همه جانبه از سوی بیشتر اصولگرایان به پدر جریان مک فارلین، پدر فتنه، پدر جریان اشراف گرایی، پیر کفتار، ساده لوح و ساده اندیش لقب گرفت و در نماز جمعه از سوی عده ای مورد اهانت واقع شد و حتی در انتخابات دهم ریاست جمهوری با آنکه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود رد صلاحیت گردید.

این القاب و عناوین در حالی نسبت داده شد که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی مسئولیت های خطیری همچون جانشین فرماندهی کل قوا، سرپرست وزارت کشور، ریاست مجلس شورای اسلامی، ریاست مجلس خبرگان رهبری، ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست شورای عالی امنیت ملی و امام جمعه موقت تهران برعهده داشت.

هفتمین (۱۲/۰۵/۷۶) و هشتمین (۱۱/۰۵/۸۰) رئیس جمهور منتخب حجت الاسلام سید محمد خاتمی بود که به ترتیب با  ۲۰٬۱۳۸٬۷۸۴ (۶۹%) و ۲۱٫۶۵۴٬۳۲۰ (۷۷%) آراء از سوی مردم انتخاب گردید.

سرنوشت سیاسی حجت الاسلام خاتمی بعد از تصدی ریاست جمهوری بدانجا رسید که از صحنه سیاست خود را کنار کشیده و حتی ممنوع الخروج و ممنوع التصویر شد. حجت الاسلام خاتمی با عناوینی همچون عنصر فتنه، عمله فتنه، مفسد فی الارض لقب گرفت و حتی وی را مرتبط با عناصر سرویس های جاسوسی می دانستند.

حجت الاسلام خاتمی در حالی لباس روحانیت بر تن دارد که حتی از سوی برخی به عنوان یک عنصر ضد دین هم یاد می شود.

دکتر محمود احمدی نژاد منتخب جریان اصولگرایی که خود را در ارزشی ترین لایه های نظام بحساب میاورد و داعیه مدافعان ولایت و نظام را دارد، در نهمین ( ۲۷ خرداد و ۳ تیر ۸۴ ) و دهمین ( ۱۲/۰۵/۸۸ ) دوره به ترتیب با آراء ۱۷٬۲۸۴٬۷۸۲ (۶۳%) و ۲۴٬۵۹۲٬۷۹۳ (۶۲.۴۶%) از سوی مردم انتخاب گردید.

دکتر احمدی نژاد در زمان دولت دهم بود که به عنوان حامی جریان انحرافی لقب گرفت و کار به آنجا رسید که برخی اقدامات وی مانند عدم تمکین سریع حکم رهبری در عزل آقای مشایی به عنوان معاون اول و همچنین عدم تمکین حکم رهبر در خصوص ابقاء حکم وزیر وقت اطلاعات و یازده روز خانه نشینی را مقابله وی با رهبری نظام دانستند.

البته داستان دکتر احمدی نژاد باز هم ادامه داشت و در دولت یازدهم وی را حامی اختلاس گرانی مانند بابک زنجانی دانستند و دوران ریاست جمهوری او را با بیشترین ضرر به کشور و هدر رفتن منابع ملی قلمداد کردند و ضمن پوپولیست خواندن وی در نهایت کار به رد صلاحیت او در دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری کشید.

و اما دکتر حسن روحانی منتخب یازدهم ریاست جمهوری در ۲۴ خرداد ۹۲ با کسب ۱۸٬۶۱۳٬۳۲۹ رای (۵۰.۷۱%) پس از انتخاب تاکنون از گزند این تراژدی در امان نبود تا جاییکه قبل از نام نویسی انتخابات دور دوازدهم حتی شایعاتی در خصوص رد صلاحیت وی هم مطرح گردید.

دکتر روحانی در جناح رقیب بعنوان فردی ناکارآمد قلمداد شد و او را همپیمان کدخدا ( آمریکا) خطاب کردند و تئوریسین هایی بدور از هر گونه ترسی وی را عامل انگلیسی یادکردند. حامی اشراف و کابینه میلیاردرها القابی بود که به دکتر روحانی نسبت داده شد. حتی عده ای هم اقدام به تدارک لیستی کردند که برخی از مواضع روحانی را در کنار سخنان و مواضع مقام معظم رهبری گذاشته و در نهایت تقابل سخنان و مواضع روحانی را با سخنان رهبری نظام نشان میدادند. البته این موارد در کنار تئوری رحم اجاره ای بود که اصلاح طلبان به روحانی دادند.

در حالی به ایستگاه دوازدهم رسیدیم که خودفروختگی بنی صدر برایمان آشکار است و به شهید رجایی و مقام معظم رهبری افتخار می کنیم؛ اما با نگاهی اندوهناک و پر از سوال به سرنوشت مرحوم آیت الله هاشمی، حجت الاسلام خاتمی، دکتر محمود احمدی نژاد و حجت الاسلام روحانی و حتی مهندس میر حسین موسوی مینگریم و تعجب می کنیم که این عناوین که همگان سرمایه های انسانی این نظام بودند، چگونه اینچنین نامیده شدند و در این مسیر قرار گرفتند.


کسانی که تا قبل از ریاست جمهوری مسئولیت های حساس و خطیری را برعهده داشتند و حتی در زمان ریاست جمهوری، جواز حضور خود را باتایید دستگاه های نظارتی مانند وزارت اطلاعات که چشم بیدار نظام می باشد و دستگاه قضا و شورای نگهبان گرفتند، چگونه پس از ورود به این عرصه اینگونه در مقابل نظام و حتی اسلام قلمداد می گردند و یا اینکه زندگی و روابطشان زیر سوال می رود و یا ثروتشان نادرست بحساب می آید یا جایگاه ها و سمت هایشان!!!


دکتر روحانی که تا سال ۹۲ مسئولیت های مهمی را بر عهده داشت و قبل از اینکه به عنوان منتخب مردم انتخاب شود توسط مراجع و دستگاه های نظارتی تایید شد، حال پس از گذشت چهار سال از سوی منتقدین نه اینکه نقد نمی شود بلکه به عنوان عامل بیگانه، درس خوانده انگلیس، نالایق و ناکارآمد و در مقابل رهبری قلمداد می شود!!!

پس باید گفت در همین دوران ریاست جمهوری اقداماتی شکل می گیرد و افراد اینقدر خلاف کار و زاویه دار می شوند و یا اینکه در این دوران نظارتی بر آنها نیست و یا برعکس تا قبل از این دوران هیچ نظارتی بر آنها نبوده و تمام سمت ها و مسئولیت هایی را که گرفته اند بدون هیچ گزینشی بوده و حتی تایید ورود به انتخابات ریاست جمهوری و تنفیذ هم بدون تحقیق بوده و تنها در زمان تصدی چشم همگان بر جمال آنها روشن می گردد و سوابق مشخص.

باید بدانیم که حجت الاسلام سید محمد خاتمی، مرحوم آیت الله هاشمی، دکتر محمود احمدی نژاد، حجت الاسلام روحانی و مهندس میرحسین موسوی همگان سرمایه های ما بودند و هستند و خروج آنها از ریل انقلاب مصیبتی بزرگ است که نباید به سادگی آن را بکار بندیم، بلکه باید همواره سعی کنیم تا سرمایه هایی اینچنینی را حفظ نماییم.

6145358_145

اما حالا در ایستگاه دوازدهم باید با رعایت اخلاق حضور حجت السلام روحانی و رئیسی و آقایان جهانگیری، دکتر قالیباف، هاشمی طبا و میر سلیم را ارج بنهیم و آنها را سرمایه های انسانی در نظر بگیریم که تا این لحظه توسط مراجع نظارتی تایید شدند؛ حال یقیناً این افراد نقاط قوت و ضعفی دارند که حسب آن نظرات و علایقی به سمت آنها متمایل می گردند و در نهایت آنکه بیشترین آراء را از آن خود کند به عنوان منتخب تمام ملت و رئیس جمهور کشور می باشد و بر همگان وظیفه شرعی و قانونی می باشد که او را حمایت و همراهی کنند.


انتخابات در نظام جمهوری اسلامی مهم ترین عامل ثبات و امنیت و همبستگی می باشد و سیاسیون و هر آنکه دلسوز این نظام می باشد، نباید آن را با بی اخلاقی به اختلاف بکشاند که اگر این کار صورت گیرد مدیون خون شهدایی هستیم که با جان خویش امنیت و آسایش و عزت و اقتدار را به این کشور و ملت هدیه کردند.


در پایان برای یکایک نامزدهای دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری آرزوی موفقیت می نمایم و بعنوان کوچکترین فرد در بین ملت سرافراز ایران امیدوارم حضور پرشور مردم در این انتخابات و برگزاری باشکوه و قانونمند سبب گردد تا تمامی نقشه های شوم دشمنان نظام نقش برآب و نظام و کشور در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد و منتخب ملت خود را خادم این مردم بداند و تمامی سعی خود را در خدمت رسانی به مردم عزیزمان بکار بندد.

FacebookTwitterGoogle+WhatsAppLineYahoo MailGoogle Gmail
برچسب ها: , , , , , , , , , ,
عضویت در خبرنامه

\ نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


CAPTCHA Image
Reload Image