139501051928328817400584

این مطلب در خبرگزاری تسنیم منتشر شده و انتشار آن به معنی تأیید تمام یا بخشی از آن نیست و صرفاً بازنشر مطلب می باشد.

به گزارش ایران نیوزآنلاین؛ حسین دهباشی خبرنگار و پژوهشگر هفتم فروردین ماه در کانال تلگرامی خود در رابطه با بوسنی و هرزگوین و حکم «دادگاه جنایتکاران یوگسلاویِ سابق» یادداشتی را نگاشته است که در ادامه می‌خوانید:

امشب بالاخره حکم «دادگاهِ جنایتکارانِ یوگسلاوی سابق» در موردِ «قصاب بالکان» اعلام شد، انکار نمی‌کنم که ترجیح می‌دادم تا «رادوان کارادزیچ» به بدترین و دردناک‌ترین روشِ مُمکن «زجرکش» می‌شد تا این‌جوری سوسولی و مسخره محکوم به چهل‌سال حبس! نه! زندان برای امثالِ او اصلا مجازاتِ عادلانه‌ای نیست. موجوداتی بی‌نهایت پست و رذل و کثیف و به همان تعبیر «قرآن» از جنسِ «أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ»

رییس‌جمهور سابق صربسکا گرچه برایِ خودش کلی شاعرپیشه و روان‌پزشک و روشنفکر بود و تحصیلکردهء دانشگاهِ مشهورِ کُلمبیا در منتهن نیویورک و شاید اگر جنگِ داخلی در «بوسنی‌وهرزگوین» رخ نمی‌داد الان در صفحاتِ مجازی‌اش شونصدهزار فرندِ نادیده و دل‌خسته داشت که در پایِ نظرات «اولترافمینیستی»‌اش جان فدا می‌کردند.

و البته…تا قبل از دستورِ او برای تجاوزهایِ دست‌جمعی و کشتارهمه هشت‌هزار زن و کودک تنها و غیر مسلح در «سربرنیتسا» شهری مسلمان‌نشین که کلیه مردان بالای چهارده سال‌اش با اعتماد به آتش‌بس پیشنهادیِ شورایِ امنیت و قول کلاه‌آبی‌هایِ سازمان ملل از آن بیرون رفته بودند تا تنها چندساعتِ بعد خبر «بزرگ‌ترین و فجیع‌ترین نسل‌کشی تاریخ معاصر اروپا» به گوش‌شان برسد.

آن‌روزها مثل همین الان نیروهای داوطلب بسیجی و سپاهی اعزامی از ایران و خیلی بی‌تجربه‌تر و کم‌امکانات‌تر از حالا جزء معدود یاری‌رسانان به مُسلمانان و کروات‌ها شُدند پیش از آنکه آمریکایی‌ها یک‌جورهایی متحد دولت ما شوند در جنگ با «چتنیک»های صرب که از اول تا آخرش مستظهر به حمایت بی‌دریغ ارتشِ روسیه بودند.

راستی! حالا شما یادتان نمی‌آید همین آقای «احمدجنّتی» که الان خیلی‌ها از ایشان دل‌خورند و از باب همین دل‌خوری به انبوهِ شوخی‌هایِ در مورد ایشان حسابی می‌خندند و دل خنک می‌کنند از جمله نگارنده! (در انتخاباتِ اخیر مجلسِ شورایِ اسلامی، ردِ صلاحیت‌ام فرمودند خب!) آن‌موقع‌ها تا چه حد محبوبِ دل قحطی‌زده و محاصره‌شده بوسنیایی‌ها بود | به جهت سفری که به آنجا داشت و کمک‌های گرچه ناچیز امّا دل‌گرم‌کُننده‌ای که از جانب مردم مظلوم‌نواز ما برایشان برد.

و اما بعد که اکنون شاید وقتِ افشاکردنِ «راز»ی باشد! که صاحب این قلم تا امشب در نهانی‌ترین زاویهء دل خود پنهان کرده بود و نه جایی گفته و نه نوشته!

می‌دانید؟ روزهایِ سختی بود، روزهایی خیلی سخت، سخت‌تر از آنکه فکرش را بکنید. صرب‌ها قدم به قدم جلو می‌آمدند و با اطمینان از سُکوت و همراهی پنهانِ همسایگانِ اروپایی، در هر قدم، جنایت‌هایی می‌کردند که زبان از گفتن و قلم از نوشتن‌اش شرم دارد در سفر و به همراه آقای جنتی چندنفر خبرنگارِ ایرانی هم آمده و بعد از رفتن او هم مانده بودند از جمله خانم ثقفی، محمدصدری، رضا برجی، شهید سیّدابراهیم اصغرزاده و یکی دیگر که اسم‌اش را آخر می‌گویم!

در یکی از همان شب‌ها و روزهایِ سخت که به گمانم همان وقتی بود که دخترکِ زیبارویِ شانزده‌ساله تازه فرار کرده از اردوگاهِ اُسرا که به قولِ پزشکانِ بدون مرز بیش از هزاربار به او تجاوز شده بود، خودش را پیشِ چشم همه و جلویِ قرارگاه نیروهایِ موسوم به پاسدارِ صُلح آتش زد، آری همان شب تصمیم گرفته شُد که یکی از خبرنگارانِ ایرانی دست از جان بشوید و به بهانه مصاحبه خودش را به «رادوان کارادزیچ» برساند و در فرصتی مناسب و با انفجار بمبی که داخل دوربین‌اش بود او را به درک و هزارنفر انسان بی‌گناه و دستِ خالی را به آزادی و آرامش و خود را به شهادت رساند.

آب در دهانِ همه خشک شده بود! و هیچ کس دل‌اش را نداشت و تنها یکی بود که پا پیش گذاشت و برایِ اینکه دیگران شرمندهء ترس‌شان نشوند دلیل آورد که تنها کسی در میانِ جمع است که چهره‌ای با پوستِ سپید و چشمان آبی و مویِ بور و شبیهِ غربی‌ها دارد و انگلیسی به لهجه و اصطلاحاتِ فاخر شرق آمریکایی صحبت می‌کُند و تازه تحصیل‌کرده «کلمبیا» و هم دانشگاهی «رادوان کارادزیچ» است

آن طرحِ ماجراجویانه و مومنانه و بشردوستانه البته و شاید که چه بهتر، هرگز اجرا نشد و همین که خبرش به تهران رسیده و گویا شخصِ آقای خامنه‌ای اجازه نداد، لغو و دیگر کسی از آن سخنی نگفت تا امشب که یاد همه فداکاری‌هایِ بی‌دریغی و بی‌چشم‌داشتی که همه ما ایرانیان یکی کمتر و دیگری بیشتر برای هم‌کیشانِ خود داشته‌ایم افتادم و تنها داوطلب آن عملیاتِ محرمانه: «نادر طالب‌زاده»

FacebookTwitterGoogle+WhatsAppLineYahoo MailGoogle Gmail
برچسب ها: , , , , ,
عضویت در خبرنامه

\ نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


CAPTCHA Image
Reload Image