دکتر محمد جواد غلام رضا کاشی گفت: اگر همین جامعه زیادی دموکراتیک شود دو گروه رادیکال روی کار می آیند، که سبب قطبی شدن جامعه می شود و دموکراسی را پایدار نمی کند و راه به جایی نمی بریم. این دو سناریو بیشتر معنا دارد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ایران نیوز آنلاین؛ دکتر محمد جواد غلام رضا کاشی دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی تهران در جلسه نقد کتاب «جابه جایی انقلاب ها» گفت: سکولاریسم جهانی است و پایه ای اروپایی دارد، هرچه مدرنتیه رخ می دهد، مذهب هم رشد می کند. اما من نتیجه گیری کتاب را درک نمی کنم. با وفاداری به بنیاد های این کتاب من می خواهم میوه های خود کتاب را بگویم.
وی بیان کرد: کتاب می گوید: جامعه در دوره صفویه خلق شده است، اما با شکل گیری دوره صفویه شکل دیگری از شیعه شکل می گیرد آن هم تشییع مناسکی است، که بسیار قدرتمند است اما مدعی قدرت سیاسی نیست که در آن اغلب پادشاه منزوی است و در حاشیه است و آن هم تا عصر مشروطه زنده است، این روحانیت هم نام و اعتبار خودش را از شکاف بین مردم و پادشاه و دولت می گیرد.
منتقد کتاب بیان کرد: ما چهار صدا داریم، ۱- اسلام آخرت گرا و پیشا صفویه، ۲- اسلام محصور شده در عرصه های فرهنگی که از شکاف بین مردم و پادشاه استفاده می کرد. ۳- اسلام امر سیاسی. که این سه مورد خاص گرا اند و گشوده نیستند و غیریت را نمی توانند ببینند. ۴- یک اسلام که در نقطه تلاقی سنت های بشری ایستاده و می خواهد گفتگو کند.
دکتر محمد جواد غلام رضا کاشی گفت: که هر چهار صدا زنده اند. امروز در نقطه ای ایستاده ایم که نقطه عطف مهمی است. آن فرایند تاریخی چند صد ساله ای که گفتند به جایی رسیده که همه در یک نکته با هم اشتراک دارند و می گویند که این جوری نمی شود ادامه داد.
وی بیان کرد: در تدارک روش های تامل هستند که چگونه بازسازی کنند. من حرفم این است که در جاهایی ته خطیم اما این ته خط خود لزوما آن معنای نویسنده را ندارد. جامعه صفویه هنوز هست، مثل ظرفی می ماند که هنوز شکسته نشده است، پادشاهان صفویه و افشاریه و زندیه، قاجار و پهلوی و حتی جمهوری اسلامی همه در این ظرف ریخته شده اند.
دکتر محمد جواد غلام رضا کاشی گفت: فورماسیون این جامعه همان چیزی است که آن دوره ساخته شده است. مخالفم که این جامعه به حد نهایی خود رسیده است و ما به دوره پیشا صفویه بر می گردیم نه هنوز ظرف نشکسته است. اما این که بشکند هم متحمل است و امکان دارد به هر دلیلی بشکند. مظروف نمی تواند خیلی با شکل ظرف تفاوتی داشته باشد.
وی بیان کرد: اگر اتفاق شالوده شکنی رخ ندهد سه چشم انداز است: ۱ اینکه جامعه به فورماسیون دوره صفویه برگردد. امیری برخیزد و از صنف خاصی از روحانیت نباشد و روحانیت را به سمت اول برگرداند و خود نظام جمهوری اسلامی این استعداد را دارد. ۲- الگویی است که اصلاح طلب ها می گویند که پیچ ها را شل کنید و بگذارید هر چیزی رخ دهد، اما این کار به یک جامعه و حکومت ضعیف می انجامد.
دکتر محمد جواد غلام رضا کاشی گفت: اگر همین جامعه زیادی دموکراتیک شود دو گروه رادیکال روی کار می آیند، که سبب قطبی شدن جامعه می شود و دموکراسی را پایدار نمی کند و راه به جایی نمی بریم. این دو سناریو بیشتر معنا دارد.
وی بیان کرد: اما راه خروج بازسازی گفتمانی است و اگر جمهوری اسلامی دست به این بازسازی نزند، نه آن شکل قاجار پایدار است و نه این شکل الان ، بازسازی گفتمانی تکیه بر روشنفکر مذهبی دهه چهل دارد ، به جای آن نگاه خاصی اسلامی که که اسلامی نیست، شیعی است، البته شیعی هم نیست، شیعه بداعی است که همین خاص بودن است.