نویسنده اثر بیان کرد: گراف گربه یک چیزی است که شاید اتفاق بیفتد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ایران نیوز آنلاین؛ هادی تقی زاده نویسنده اثر «گراف گربه » در رونمایی از ترجمه فرانسوی این اثر در گالری رادین مشهد در رابطه با این اثر توضیحاتی را ارائه داد.

هادی تقی زاده نویسنده کتاب در رابطه با فضای برون مرزی بیان کرد: چون در رابطه با مرز جغرافیایی صحبت کردید، این مرز از زبان منشعب می شود. مرزهایی در دنیا وجود دارد بدون اینکه در کنوانسیون های بین المللی وجود داشته باشند. اما به علت تفاوت های زبانی این مرز ها ایجاد شده اند. اما همه آدم ها در یک شرایطی فاقد مرز می شوند و آن در شرایط خیال است.

هادی تقی زاده گفت:  وقتی شما فکر و خیال پردازی می کنید، خیلی از این مرزها و قوانینی که در جهان واقع شده است را می شکنید. در ادبیات دیگر مکان هایی زاده می شوند. در وقاع دیگر مکان ها همه جا هستند و هیچ جا نیستند. این دیگرجاها محصول آگاهی آن آدمی است که تخیل می کند. راجع به خواسته ها و داشته هایش این فضا را به وجود می آورد تا واقعیت را دگرگون کند.

وی بیان کرد: وقتی این دیگرجا در روی کاغذ شکل می گیرد، کم کم به واقعیت تبدیل می شود. دیگر جاها بهترین مکان برای انقلاب زبان هستند. گراف گربه با چنین تصوری نوشته شده است. من سعی کردم شجاعت داشته باشم.

هادی تقی زاده گفت: من به تنها چیزی که فکر نکردم اقتصاد خواننده اثر بود. همیشه گفتم که برای من تنها داشتن ۱۲ نفر مخاطب کافی است.

نویسنده اثر افزود: رمان گراف گربه ادای دین به تخیل آدمی است. به آنچه که وابسته به دنیای ذهنی هستند. هرچیزی هر اتفاقی که در جهان واقعی ما می افتد، از تخیل سرچشمه می گیرد. در بحث علم هم همین است. آثار علمی تخیلی را می توان به نوعی یکی از دلایل پیشرفت علم دانست.

وی بیان کرد: گراف گربه یک چیزی است که شاید اتفاق بیفتد. در اصل این رمان زندگی خود من است. من از بچگی فردی منزوی و به شدت خیال باف بودم. چون دوستان زیادی نداشتم که با آنها ارتباط برقرار کنم برای همین رویاپردازی می کردم. بزرگ هم که شدم همین طور ماندم. این ها من را به آدم غیراجرایی  و رویاپرداز نشان می داد.

هادی تقی زاده گفت:  بعد همین احساسات سبب شد که من شاعر شوم. البته من شاعر ناکام بودم ولی نویسنده خوبی هم نشدم. در کتاب تمام بخش هایی که به اسم هادی است، متعلق به خودم است. مدرسه، ازدواج، عشق همه مال واقعیت است فقط من کمی خیال به آن اضافه کرده ام.

وی بیان کرد: من برای نوشتن رمان در اول هیچ طرحی ندارم. رمان من با یک ایده مرکزی شروع می کنم. خودم هم نمی دانم که این ایده چطور رشد و بسط خواهد یافت. برای من سخت ترین کار خاتمه دادن به کار است.  من و شخصیت ها در اثر همدیگر را می سازیم و گاهی هم جابه جا می شویم. در واقع فکر می کنم که خودم با شخصیت ها بیشتر قاطی می شوم.

  • نویسنده : 9602218