ملیحه شهریاری گفت: روح انسان سیال است و انسان باید مثل رود باشد و در گذر باشد. غم و شادی اگر پشت زمینه عرفانی داشته باشد گذرا نخواهد بود.

به گزارش ایران نیوز آنلاین؛ یکی دیگر از جلسات انجمن ادبی وهنری دوستداران کافه داش آقا در کافی شاپ کوهسنگی برگزار شد. ملیحه شهریاری بیان کرد: مولانا که نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده است. وی  در‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ دیده به جهان گشود و در ۵ جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری در قونیه درگذشت. وی پسر بهاءالدین ولد و مومنه خاتون بود. مولانا در سن ۳۷ سالگی با شمس تبریزی دیدار کرد.

شهریاری افزود: بعد از رفتن شمس، مولانا با صلاح الدین زرکوب دیدار کرد.  که وی فردی عادی و زرکوب بود. ایشان ده سال شاگردی وی را می کند. بعد از با حسام الدین چلبی دیدار می کند.  که سبب می شود ایشان مثنوی معنوی را در سن ۵۰ سالگی بنویسد. در ابتدا مثنوی را حسامی نامه اسم گذاری کرده اند. که بر وزن رمل مسدس محذوف است.

وی گفت: کتاب دیگر ایشان غرلیات شمس است که توسط بدیع الزمان فروزان فر جمع آوری شده است. آثار دیگری هم در نثر دارند مثل فیه مافیه، مجالس سبعه و… در اینجا می خواهم در رابطه با غم و شادی مطالبی را بیان کنم.

شهریاری بیان کرد: در مثنوی بیان می شود که اگر این دو بر اساس مادیات و دنیایی باشد، این یک غم و شادی جاودانه نیست و دائم در حال زوال و از دست رفتن است. آن چیزی که زوال ناپذیر است،عشق خداوند است که عارف باید به آن مرحله غم درونی و شادی درونی برسد. آن شادی و غم درونی حفظ می شود که برای طی کردن راه کمال لازم است و آن سوختی است که انسان برای رسیدن به خداوند نیاز دارد.

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم                    دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

وی گفت: در این شعر می خواهد بیان کند که روح انسان سیال است و انسان باید مثل رود باشد و در گذر باشد. غم و شادی اگر پشت زمینه عرفانی داشته باشد گذرا نخواهد بود. خداوند میل تضاد داشته است همانند چیزی که در عناصر اربعه می بینیم. خداوند خواسته به ما بیاموزد که اگر این تضادها باشند بهتر مفاهیم درک کنیم.

ملیحه شهریاری بیان کرد: به عقیده پیربلخ لازمه رسیدن به شادی شناخت اسباب غم در  زندگی دنیوی است. مساله ای که است که استاد زرین کوب در کتاب نردبان شکسته از آن استفاده کرده است. ایشان در این کتاب بیان می کند که عارف چون نشان غم در خود مشاهده کند باید آن را نشانه ی دوری از حق تعالی تعبیر کند و باید به استغفار و زاری بپردازد.

وی افزود: چرا که غم و شادی هم به امر حق در وجود انسان کار می کنند و آنجا که اراده و اشاره حق باشد عینا غم به شادی تبدیل می شود. شادی پایدار است که از درون بجوشد و به یک منبع لایزال وصل باشد.

شهریاری گفت: محل غم و شادی در اشعار مولانا جگر، دل و سینه است و در ذهن جای نمی گیرد. در نتیجه یکی ار فلسله های غم و شادی، زیباتر شدن زندگی است. تا غم نباشد شادی هم نیست و از انسان جدا شدنی است.

قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من

وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من

قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من

وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من

 

  • نویسنده : 9602218